محمد موسوى

93

مجموعه پيك شفا ( درمان استسقاء " سيروز كبدى " ) ( فارسى )

طب ايرانى مادهء استسقاء سردمزاج است و پس از نفوذ به داخل اندامى كه در بحث ما كبد مىباشد شده و رشد مىكند . سؤالى كه در اين مرحله مطرح مىباشد اين است كه چرا درحالىكه بيمار از داغى و سوزش و عطش ناله مىكند ، مادهء اين بيمارى سرد مزاج ناميده شده است ؟ پاسخ اين است كه ماده اصلى بروز استسقا سرد است و تركيبى از بلغم و سوداى رسوبى است كه در كار كبد اختلال ايجاد و پس از عبور از مراحل سوء المزاج و سوء القنيه بتدريج به سيروز كبدى مىرسد . اگر چه اغلب ماده اصلى بيمارى سرد است ولى در طول گذر از مراحل مختلف مبدل به مزاج گرم و حاد مىشود . كبد اندامى است كه غذاى همهء اعضاء و سلول‌هاى بدن را تأمين مىكند و زمينه را براى پاكسازى و تقسيم اخلاط آماده مىنمايد تا خوراك ميلياردها سلول گرسنه تأمين گردد و پس از آن سموم و فضولات بسوى اندام‌هاى دفعى رانده شوند . هنگامى كه مادهء سرد بر آن چيره شد ، در كار كبد نقصان‌هايى ايجاد مىشود كه مواد هضم‌ناشده زيادى در خود كبد و متعاقب آن اندام‌هاى ديگر بدن بر جاى مىمانند و فساد حاصل از آن‌ها سوخته و گرم و گرم‌تر شده و سرانجام مشتعل مىشود ، اشتعالى كه سردى حاكم بر كبد را نمىتواند گرم كند چرا كه سلول‌هاى كبدى از مدّت‌ها قبل در اثر سردمزاجى شديد و گرفتارى در چمبرهء ماده سردىبخش از كار افتاده‌اند و به حالتى از اغما فرومىروند و در اين حالت گرماى حاصل از فساد مواد هضم‌ناشده نمىتواند آن‌ها را سرحال آورد چرا كه اين گرما زهرآگين و هلاك‌كننده است . سلول‌هاى مرده و نيمه‌جان قبلا از مسير بيمارىهايى از قبيل يرقان يا هپاتيت‌ها بدون علاج گذشته و در چيرگى سوء القنيه دست‌وپا زده است و حالا توانى براى از سرگيرى حيات ندارند . حضور مادهء بلغمى و سوداوى و بلغمى كه سودايى شده و يا بلغمى كه در تركيب با سودا سوخته است در فضاى داخلى كبد مانع دفع گرماى ناشى از اشتعال و شعله‌ور شدن اخلاط فاسد مىشوند . انسداد در كوچه‌پس‌كوچه‌هاى داخل كبدى راه را بر عبور همه چيز مىبندد . در اين حالت با مرگ كبد ، اندام‌هاى